موسسه پلکان | کلینیک تخصصی مالکیت فکری(ثبت اختراع وبرند)

بخش دوم داستان اختراعات گوگليلمو ماركوني | موسسه پلکان

 

ارسال خبر از كشتي بروزنامه

 

گوگليلمو ماركني مخترع تلفن بی سیم،رادار

در روز موعود "سقف" اداره كل پست در خيابان سنت مارتين لگراند محل دستگاه فرستنده و "خانه اي" در ساحل رودخانه تایمز محل دستگاه گيرنده تعيين گرديد. ممكن بود با به كار بردن كليدي كار دستگاه ها معكوس شود يعني دستگاه گيرنده ، خود علامات را بفرستند و اولي آن علامات را بگيرد.

با وجود آنكه ماركني يقين داشت آزمايش وي قرين موفقيت خواهد شد اما خود بعدها اظهار نمود که در آن روز بينهايت نگران و مضطرب بود. عده زيادي از مهندسان و بازرگانان و علماء طراز اول از طرف اداره كل پست دعوت شده بودند كه در محل حضور يافته شاهد جريان امر گردند. همچين در روز آزمايش عده اي از مأموران دولتي و نمايندگان صنايع برق و روئساي دواير كشوري در بام اداره پست خانه مجتمع گرديدند. 

اين همه تشريفات و تجمع اشخاص مهم خود بيشتر وسيله هيجان و تحريك اعصاب مخترع محجوب ميگرديد. آقاي پريس كه مواظب حالات جوان ايتاليائي بود بازوي او را گرفت و چند كلمه تشويق آميز در گوشش خواند و او را قوت قلب داد. ماركني بيش از همه از وسايل ساده و آلات و ادواتي كه به دست خويش ساخته بود خجالت ميكشيد.

آقاي پريس ماركني را رسماً به حضار معرفي نمود. چند لحظه به سكوت گذشت، آنگاه ماركني دست به كار شد و روي ميزي كه دستگاه فرستنده و بساط ديگر را نصب نموده بود با كليد مرس خط و نقطه ها را مخابره نمود آنگاه كليد تعويض را زد و خود به كناري رفت. چند لحظه در سكوت مطلق سپري شد. ناگهان ماشين به جنب و جوش درآمد تيك تيك تيك تيك تيك علامات مرس را دستگاه گيرنده در جواب پيغام ماركني دريافت كرد. اين جواب از ساحل رودخانه تامز ميرسيد.

آقاي پريس كه صورتش با خنده مظفرانه اي ميدرخشيد، رو به حضار نموده گفت: ملاحظه ميفرمائيد كه دستگاه بيسيم آقاي ماركني هم مخابره نمود و هم جواب آن را گرفت.
حالا هرکس ميخواست خود را به ماركني نزديك سازد و از وي توضيحي بخواهد يا اگر شده فقط يك كلمه با وي صحبت كند. اين اولين موفقيت بزرگ ماركني بود. به زودي دعوت ديگري از ماركني به عمل آمد. افسران آرتش و نيروي دريائي انگلستان ميخواستند بدانند اين اختراع جديد تا چه حد ميتوانست در امور جنگي و تشكيلات آرتش مملكت مورد استفاده قرار گيرد. اين بار آزمايش در جلگه ساليسبوري صورت گرفت و فاصله مابين دستگاه گيرنده و فرستنده به 8 ميل رسيد. حالا فقط دو سال از تاريخ آن شبي كه در ويلاي گريفن زنگ دستگاه ماركني به صدا درآمد ميگذشت و اگر به تاريخ كشفيات و
اختراعات علمي نظر افكنیم مشاهده ميكنيم كه به ندرت در دنيا اتفاق افتاده است كه فردی مخترع به تنهائي بتواند در مدتي آنقدر كوتاه اختراع خود را تا اين اندازه ترقي و تكامل دهد.

وقتي ماركني به لندن مراجعت كرد رفيقي از او خواهش نمود كه در خانه اش دستگاه بيسيمي برقرار سازد و ماركني كه هميشه منتظر بود اختراع خود را در شرايط مختلف مورد عمل و تجربه درآورد فوراً خواهش وي را پذيرفت. هنگاميكه بالاي بام خانه رفيقش با آستين هاي بالا زده غرق در كار بود صداي شخصي را شنيد كه از خيابان به وي ندا ميداد: 
-    اهاي! اون بالا چه ميكني؟
-    بيا بالا به من كمك كن تا خودت ببيني اينجا چه خبر است. 
-    مرد عابر جوابي نداد ولي كتش را در آورده خود را به بالاي بام رساند.
-    خوب بفرمائيد چه كاري از من ساخته است؟
-    اگر مي توانيد اين سيم ها را به آن دودكش بخاري ميخكوب كنيد.
-    مرد دست بكار شد و در مقابل نگاههاي حيرت زده ماركني در كمال مهارت و چابكي كارش را انجام داد.
-    اسم شما چيست؟
-    جيمز استيونس كمپ. خدمتگذار شما، مهندس اداره پست. آيا ميتوانم اسم شما را بپرسم؟
-    گوگليلمو ماركني.
-    نكند همان ماركني معروف هستيد كه شهرتش آنقدر در اداره ما پيچيده؟ ببينم لابد اين دستگاه...
-    قسمتي از فرستنده بيسيمي است كه دارم نصب ميكنم. از ملاقات شما مشعوفم.

اين آشنائي تصادفي به زودي تبديل بيك دوستي عميق گرديد كه تا مرگ كمپ در سال 1932 ادامه يافت.
وقتي ماركني داستان آشنائي بالاي بام را براي پريس نقل كرد پريس بسيار خوشحال شد و كمپ را به سِمَت معاون ماركني در اداره كل پست منصوب ساخت. اقدام بعدي ماركني انجام يك رشته آزمايش هائي در كنار تنگه بريستول بود تا ببيند پخش امواج بي سيم از روي آب به چه صورتي است. نتايج آزمايش ها كاملاً رضايت بخش بود و علامات بيسيم تا فاصله 9 ميل به دستگاه هاي گيرنده رسيد. در اين آزمايش ها پرفسور سلابي براي مشاهده اختراع فردی ايتاليائي از برلين به انگلستان اعزام گرديده بود نيز حضور داشت.

بديهي است كه اين اختراع با اهميت فوق العاده اي كه ميتوانست در امور تجارتي داشته باشد به زودي عده زيادي از مهندسان و بازرگانان را به دور ماركني جمع كرد. پيشنهاد و تقاضاي همه ايشان آن بود كه شركتي با ماركني تشكيل دهند و سرمايه كافي در اختيار وي گذارند تا اختراع خود را تكميل سازد و آن را قابل استفاده عمومي نمايد. بالاخره ماركني رضا داد و در بيستم ژوئيه 1896 « شركت محدود تلگراف و مخابرات بيسيم» تأسيس گرديد. اين آغاز تولد صنعت عالم گير راديو بود كه اكنون به صورت مكمل تري در دسترس عموم مردم جهان قرار گرفته. نام شركت فوق در سال 1900 به « شركت محدود تلگراف بيسيم ماركني» تبديل شد.

كمي قبل از اين جريانات ماركني بنا به دعوت دولت ايتاليا به شهر اسپزيا لنگرگاه و مركز نيروي دريائي ايتاليا رفت و دستگاه هاي بيسيم را در كشتي هاي جنگي نيروي دريائي مورد آزمايش قرارداد. همچنين در روم اختراع حيرت انگيز خود را در حضور اعلي حضرت هومبرت و در مقابل نمايندگان مجلس عوام ايتاليا به معرض نمايش گذاشت.

وقتي ماركني به انگلستان مراجعت نمود شركت را به راه انداخت. ايستگاه هاي مخصوص در نيدلز، جزيره وايت، بندر بورنموث برپا شد و آزمايش ها و نمايشات موفقيت آميز به عمل آمد. اگرچه بعضي از مردم هنوز نسبت به ماركني و ادعاهايش اعتمادي نشان نميدادند معذالك حالا ديگر شهرت نام وي زبان زد خاص و عام بود و ارزش اختراع تلگراف بيسيم بر اكثر مردم آشكار گرديده بود.
پيشرفت بزرگ ديگري كه در اين وقت نصيب ماركني شد اين بود كه توانست دستگاه فرستنده اي به طول موج  معيني،يك مخابره تلگرافي را پخش مينمايد فقط دستگاه گيرنده يا گيرنده هائي كه با همان طول موج « كوك» يا جور شده اند بتوانند آن واحد با طول موج هاي مختلف به چندين مخابره بيسيم فرستاده شود كه بدون مختلط شدن با يكديگر هر مخابره توسط گيرنده معيني كه با يكي از آن طول موج ها كار ميكرد دريافت گردد. اين كشف مهم كه پايه كليه ترقيات بعدي راديو و بيسيم بوده است توسط ماركني تحت شماره اختراع 7777 به ثبت رسيد.

در سال 1898 دو اقدام مهم كه مبداء تاريخ تلگراف بيسيم محسوب ميشوند صورت وقوع يافت يكي تأسيس دو ايستگاه فرستنده توسط « بيگاه لويدز» در دو ديده بان منزوي كنار ساحل آيرلند و ديگر فرستادن اولين خبر بي سيم براي درج در روزنامه. اين خبر توسط ماركني توسط علامات مرس از كشتي « فلايينگ هنترس» فرستاده شد و در ايستگاه ساحلي كينگزتون دريافت گرديده با تلفن باطلاع دفتر روزنامه « دابلين اكسپرس» رسيد كه فوراً آن را درج و منتشر ساخت.


در استخدام ملكه ويكتوريا

 

گوگليلمو ماركني مخترع تلفن بی سیم،راداراخبار اختراع ماركني به دربار ملكه ويكتوريا هم رسيد. يكروز در تابستان سال 1898 كه ملكه در جزيره وايت به گردش رفته بود دكل هاي بلند ايستگاه فرستنده اي را كه در ساحل جزيره قد علم كرده بودند مشاهده كرد و کاربرد آنها را پرسيد و از توضيحاتي كه به وي داده شد بسيار متعجب گرديد. كمي بعد پرينس آوويلز ( كه بعداً بنام ادوارد هفتم بتاج و تخت سلطنت رسيد) هنگامي كه در كشتي موتوري خود گردش ميكرد آسيبي به پايش وارد آمد و در همان جا بستري گرديد بدون آنكه قادر باشد از كشتي خارج شود. ملكه نگران حال وي شد. يكي از اعضاء خانواده سلطنتي پيشنهاد كرد كه از ماركني تقاضا شود رابطه بيسيمي مابين قصر آسبورن و كشتي پرينس آووليز برقرار سازد. ملكه اين نظر را پسنديد. ماركني احضار شد كه دست به كار گردد.
در مدت يك هفته مادر و فرزند مرتباً با يكديگر مخابره ميکردند 150 پيغام بين طرفين رد و بدل شد كه همه آنها مرتباً در روزنامه تايمز منتشر مي گرديد. پرنس آوويلز بي نهايت نسبت به اختراع بيسيم و شخص ماركني علاقمند شد و او را به نزد خود احضار كرد و شخصاً با كليد مرس پيغامهائي مخابره نمود سپس ماركني به ملكه ويكتوريا معرفي شد.
ملكه به وي تبريك گفت و با او وارد صحبت هاي فني گرديد زيرا مقالات پرفسور برانلي را در باب تلگراف بيسيم خوانده بود.
در ماه مارس 1889 يك كشتي بخاري در اطراف بندر گود وينزبگل نشست و دچار مهلكه گرديد. ديده بان گودينز شرقي كه اخيراً به دستگاه فرستنده بيسيم مجهز شده بود واقعه را بديده بان فورلند جنوبي اطلاع داد. قايق هاي نجات به طرف كشتي بخاري فرستاده شد كه به موقع كليه سرنشينان آن به اضافه 50000 ليره مال التجاره را نجات دادند.
چند هفته بعد پس از طرح مقدمات كار بادولت فرانسه ماركني مأموريت يافت كه ما بين انگلستان و فرانسه ارتباط بيسيم برقرار سازد وقتي مخترع 25 ساله در عين حال به عنوان مهندس، مكانيسين، متخصص برق، كارفرما و پادو براي ساختن ايستگاه فرستنده اي در دهكده ويمرو واقع در ساحل خاك فرانسه از صبح تا شب كار ميكرد مأموران فرانسوي از آن همه لياقت و پشت كار سخت در تعجب مانده بودند.
ماركني تا خود به كاري رسيدگي نميكرد و شخصاً آن را به پايان نميرساند خاطرش آسوده نميگرديد. در 28 مارس 1899 كار ايستگاه ويمرو بپايان رسيد و اولين مخابره بيسيم از يك كرانه به كرانه ديگر تنگه مانش يعني در فاصله سي و چند مايل برقرار گرديد. سپس ماركني از مأموران و مهندسان فرانسوي خواهش كرد كه براي بازديد ايستگاه بيسيم فورلند جنوبي با وي به ساحل انگلستان بروند و با وجود آنكه در اين هنگام هوا بهم خورده و طوفاني شد معذالك نتيجه آزمايش آن ايستگاه نيز كاملاً رضايت بخش بود.

 

پل برروي اقيانوس اطلس

 

در اوايل سال 1900 ماركني براي مسافرت كوتاهي به امريكا رفت. در موقع مراجعت به انگلستان ماركني دستگاه بيسيمي را كه به معرض نمايش نيروي دريائي ممالك متحده امريكا گذارده بود همراه داشت. كليه مسافران كشتي كه مدتي از اخبار سياسي دور مانده بودند ميل داشتند راجع به جنگ بوئر در افريقا خبري به دست بياورند. يكي از ايشان به ماركني يادآور شد كه دستگاه بيسيم خود را به كار اندازد و اخباري كسب نمايد. ماركني كه هميشه ميخواست در تحت انواع شرايط بيسيم خود را مورد آزمايش در آورد دستگاه را برقرار ساخت و سعي كرد با ايستگاه جزيره وايت كه در آنوقت 66 ميل دريائي از كشتي فاصله داشت تماس بگيرد. رابطه برقرار شد و ماركني خبر جنگ را بدست آورد كه فوراً در كشتي توسط يك ماشين چاپ كوچك به نسخه هائي چاپ شد و ميان كليه سرنشينان توزيع گرديد.

حالا ديگر فايده بزرگ بيسيم در خدمت كشتي راني به قدري محرز و علني گشته بود كه در 25 آوريل 1900 يعني هنگام جشن بيست و ششمين سال تولد ماركني يك شركت فرعي به نام « شركت ماركني براي ارتباط دريائي بين المللي» تأسيس شد. مهمترين كار شركت نامبرده آن بود كه يك سرويس تلگراف بيسيم كامل در اختيار دائمي صاحبان كشتيهاي تجارتي بگذارد.

وقتيكه ثابت شد تنگه مانش نميتواند سد راه امواج بيسيم شود ماركني به فكر انجام نقشه عظيم تري افتاد و تصميم گرفت با دستگاه بيسيم خود پلي به روي اقيانوس پهناور اطلس برقرار سازد و دو قاره اروپا و امريكا به يكديگر متصل نمايد. ماركني ميدانست كه براي اينكار بايد قبل از هر چيز ايستگاه بسيار نيرومندي داير سازد ولي يك انديشه او را نسبت به نتيجه عمليات مشكوك مي ساخت. آيا همانطور كه اغلب علماء بزرگ تصور مينمودند امواج بيسيم به خط مستقيم حركت كرده و از محيط جو زمين خارج ميشد؟ اگر چنين بود و امواج بيسيم از مسير منحني محيط كره زمین پيروي نمي نمود پس ميبايستي از رسيدن به هر گونه نتيجه مثبتي مأيوس شد زيرا هرگز امكان پذير نميبود كه در فاصله بسيار دور امواج بيسيم از ايستگاه فرستنده به دستگاه گيرنده برسد. اما ماركني نظريه حركت مستقيم امواج بيسيم را مسلم نميدانست و تا خودش تجربه نمی کرد از رسیدن به هدف نا امید نميشد.

ماركني با عزم آهنين شروع به انجام نقشه خود كرد. پرفسور فلمينگ فيزيك دان مشهور مشاور وي شد و كمپ تصميم گرفت با ماركني به « نيوفاندلند» واقع در ساحل امريكاي شمالي برود. دو ايستگاه فرستنده و گيرنده نيرومند اولي در « پولدو» از نواحي كرنوال انگلستان و دومي در سنت جان از محال « نيوفاندلند» برقرار گرديد. ماركني و كمپ در 12 دسامبر 1901 در سنت جان آماده آزمايش شدند. ابتداء بادبادك مخصوصي را كه حامل سيم هوائي بود به آسمان فرستادند تا سيم هوائي را در ارتفاع چهار صد پا از زمين نگاه دارد. اما بدبختانه دراين هنگام طوفان سختي آغاز شد. هوا بسيار سرد و مرطوب بود و باران يخ زده اي شروع به باريدن نمود.

بادبادك حامل سيم هوائي در بالاي ساختمان ايستگاه دستخوش حملات شديد طوفان شد. صداي وزش باد مهيب و برخورد آن به سقف آهني و پيكر پناه گاه با ريزش باران و غرش رعد معرکه گوش كر كني بر پا ساخته بودند. ساعت مقرر براي شروع آزمايش نزديك ميشد. آيا در چنين معركه و طوفان و با چنين غوغاي جهنمي ممكن بود آزمايش موفقيت آميزي حاصل آيد. عقربه هاي ساعت به وقت « نيوفاندلند» ساعت 12 را نشان داد. در همين لحظه ميبايستي ايستگاه « پولدو» در آن طرف اقيانوس اطلس مخابره بي سيم خود را شروع كند.

ماركني روي يك جعبه چوبي نشسته بود. سرو كله و لباسش خيس و يخ زده. يك فنجان كاكائو بدست راست و ساندويچ پنيري در دست چپ داشت. چشم هايش مانند مجسمه بهت زده اي به مرديكه با گوشي گيرنده پشت دستگاه نشسته بود ميخكوب شده بود. دقايق نگراني و انتظار دق بار در سكوت محض گذشت و علامتي در دستگاه ضبط نگرديد.

در ساعت 12 و سي دقيقه ناگهان مرد پشت دستگاه قد راست كرد و دستش را به علامت سكوت مطلق تكان داد. در همان لحظه خنده فتح و موفقيت در صورتش درخشيدن گرفت و فرياد برآورد: « آها! شروع شد. سه صداي تيك.»

ماركني از جاي بلند شد و گوشي را به گوش گرفت:

همان علامت است كه قرار گذارده بوديم!

ايستگاه پولدو از فاصله ( 170ر 2) مايل مخابره ميكرد. امواج بيسيم از جو زمين خارج نشده و دستگاه فرستنده را به گيرنده مرتبط كرده بودند. پلي روي اقيانوس اطلس برقرار گرديده بود.

انتشار اين خبر در دنيا غوغائي به پا كرد. هركس به طريقي آن را تلقي نمود. اديسون كه به ماركني كمال ارادت را داشت فكر كرد كه همكاران وي در موفقيت و شرايط عجيب آن روز آزمايش دچار اشتباه و يك نوع تلقين روحي شده و تصور کرده اند كه علامات تلگرافي را در دستگاه شنيده اند. بعضي مردم ديگر ماركني را شياد و گزافه گو خواندند. اهالي امريكا به نبوغ ماركني درود فرستادند. گراهام بل از ماركني دعوت كرد كه به ملك و آزمايشگاه بزرگ وي در شهر « نووا اسكوتيا» واقع در كيپ برتون برود و با پاداش هنگفتي به كانادا مسافرت كند و در كيپ برتون ايستگاه بيسيمي راداير سازد.

ماركني موقتاً كارهاي خود را در سنت جان متوقف گذارد و با قبول دعوت گراهام بل و دولت كانادا مسافرت كوتاهي به آن ناحيه ناحيه كرد و از آنجا به نيورك رفت. در اين شهر با تجليل و احترام فوق العاده از آن نابغه بزرگ پذيرائي به عمل آمد. سپس ماركني به انگلستان مراجعت نمود. 

 

اهمیت دستگاه بی سیم

 

گوگليلمو ماركني مخترع تلفن بی سیم،رادار

اولين كشتي تجارتي بريتانیائي كه به دستگاه بي سيم مجهز گرديد به نام « ليك چامپلين» خوانده ميشد. هركسي به عنواني با دريا سرو كار داشت به اهميت روز افزون بيسيم پي برده بود. اعلي حضرت ويكتور اما نوئل سوم پادشاه جوان ايتاليا از ماركني دعوت كرد كه براي مسافرت دريائي با كشتي « كارلوالبرتو» به وي ملحق شود و در حضور وي آزمايش هائي براي مخابره بيسيم به فواصل دور به عمل آورد. ماركني پيشنهاد كرد كه كشتي نامبرده مسافرت خود را تا بندر مهم كرنشتات مركز نيروي دريائي روسيه در كنار درياي بالتيك ادامه دهد. ورود كشتي كار لوالبرتو حامل پادشاه ايتاليا و ماركني معروف به سواحل روسيه با خوشحالي بزرگی همراه شد. تزار شخصاً به پيشواز آمد و كشتي ويكتور اما نوئل را كه به راحتي با ايستگاه پولدو که در فاصله بسیار دوری قرار داشت مخابره مينمود بازديد كرد.
اگرچه ابتداء در سواحل آلمان ماركني و
اختراعش با احساسات خصومت آميزي روبرو شدند زيرا آلماني ها تصور ميكردند كه پرفسور سلابي آلماني، مخترع واقعي بي سيم ميباشد و ماركني را غاصبي بيش به حساب نمي آوردند ولي پس از آنكه مدتي گذشت و برتري اختراع ماركني بر همه ثابت شد و بعلاوه سيستم بيسيم او در همه جا شايع و رايج گرديد آلماني ها نيز طريقه بيسيم سلابي را ترك كردند و ناچار فقط دستگاه هاي بيسيم ماركني را مورد استفاده قرار دادند.
بعداً ماركني چنانكه از مدتي قبل آرزو داشت ، فرصتي يافت كه به امريكا بسفر کند و با اديسون ملاقات نمايد.
در همه جا رفته رفته اكثر كمپانيهاي كشتي راني مصمم شدند كه فقط سيستم بيسيم ماركني را در كشتي هاي خود به كار برند به طوريكه در سال 1907 تعداد 140 كشتي تجارتي با دستگاه هاي بيسيم ماركني مجهز و مشغول به كار بودند. 

سال 1909 از لحاظ فعاليت ها و ترقيات جديد بيسيم در زندگي ملل متمدن داراي اهميت خاصي است. در اين سال فرمانده هيئت اكتشافي امريكا به نام پيري با همراهان خود به قطب شمال رسيد و پيغام معروف خود را با بيسيم به امريكا مخابره نمود: « پرچم ستاره و نوار امريكا را در قطب شمال به اهتزاز در آورديم.» در همان سال براي انجام آزمايش هاي دليراني كه ميخواستند با ماشينهاي سنگين تر از هوا از روي تنگه مانش پراوز كنند مرتباً ما بين كشتي هاليسون و بندر دوو ر مخابرات بيسيم رد وبدل ميشد. و همچنين براي اولين بار دو نفر قهرمانِ بازي شطرنج در دو كشتي مختلف توسط مخابره بيسيم بازي قهرماني خود را به انجام رساندند. بالاخره در نوامبر همان سال روز پر افتخاري نصيب ماركني شد و مخترع 35 ساله ايتاليائي جايزه نوبل براي علوم را به دست آورد. ولي از همه بالاتر و مهمتر وقوع يك حادثه وحشتناك دريائي بود كه بيش از هر چيز ارزش بي مانند و فايده عظيم تلگراف بيسيم را بر جهانيان آشكار ساخت. 

كم كم در اثر تكرار حوادث دريائي و لزوم انتشار علامات بيسيم رسم شد كه سه حرف مرس اس. او. اس ( S.O.S ) در همه جاي دنيا براي اعلام خطر در كشتي ها به كار رود. در اول قرن بيستم اين موضوع در نخستين كنفرانس بيسيم بين المللي مورد تصويب عمومي قرار گرفت. اكثر مردم چنين تصور نموده اند كه اين سه حرف، حروف اول سه كلمه انگليسي: 
« Save Our Soul »
مي باشد به معني « مارا نجات دهيد» ولي در حقيقت انتخاب سه حرف ( اس. او. اس) هيچ ارتباطي با اين جمله ندارد و فقط از لحاظ سهولت و سادگي علامات مرس يعني سه نقطه- سه خط- سه نقطه ميباشد.


زندگي خصوصي ماركني

 

در سال 1914جنگ جهانی آغاز شد و ماركني با درجه ستواني وارد لشکر ايتاليا شد و رياست قسمت تلگراف بيسيم نظامي را به دست گرفت. در ايام سخت و خطرناك جنگ افكار تازه و بكر مغز حاصل خيز ماركني را ترك نميكرد. يكي از آنها اين بود كه ميخواست با به كار بردن دستگاه بيسيم جهت يابي نمايد و با امواج الكترو مانتيك از حركات كشتي هاي و وضع تجهيزات دشمن علائم و آثاري به دست آورد و اين در حقيقت اساس و مقدمه اختراع رادار ميباشد كه امروزه مورد استفاده بشر قرار گرفته است.

بعد از جنگ ماركني از هر نوع كار و مأموريت سياسي كه به وي پيشنهاد شده بود دست كشيد و با اشتياق تمام به سوي زورق موتوري 700 تني خود به نام « الترا» شتافت اين زورق كه داراي انواع وسايل زندگي و مجهز به دستگاههاي بيسيم بود از اين به بعد تا آخرين عمر به منزله خانه و آزمايشگاه متحرك ماركني به كار رفت. در اينجا بود كه ماركني ضمن آزمايشهاي و تحقيقات تازه اي به تكميل اختراع تلفن بيسيم پرداخت كه امروزه به صورت راديو تلفني و پخش راديوئي و هزاران اختراع ديگر مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1921 ماركني به هدف خود رسيده و توانست كه موزيك رقص هتل ساوي لندن را در دستگاه بيسيم زورق خود واقع در كنار بندر كاز بگيرد و به كمك بلند گوئي به گوش حاضران حيرت زده برساند. حالا كارهاي عمده و هدفهاي عالي وي به انجام رسيده بود و آرزوي ديگري نداشت.

علاوه بر اختراع تلگراف بيسيم ؛ زمينه اختراعات مهم امروزي مانند تلفن بيسيم و راديو و تلوزيون توسط اين نابغه بزرگ فراهم آمد

ماركني از تظاهرات و سخترانيها و آشنائيهاي رسمي با مردم مهم و زندگي پر تجمل بيزار بود. در عين حال مردي فعال و خوشبين و اهل معامله بود. علم را فقط براي علم مطلق نميخواست وسعي ميكرد از آن نتيجه علمي و مفيد بدست آورد.

ماركني در طول حيات با دو دختر از فاميل نجباء ازدواج كرد و از ايشان صاحب چهار فرزند شد.

ماركني در 1937 وفات يافت. تمام رؤياها و آرزوهاي ماركني صورت تحقق يافت. ماركني با كشف امواج الكترومانيتيك و تسخير آنها براي خدمت به خلق، جامعه بشري را در سير تمدن وارد مرحله ترقي نويني ساخت. ذكر نام ماركني همه جا در فضاي لايتناهي با امواج، با موزيك و با اصوات انسان چون وردي پايان نيافتني تكرار ميگردد.

 

نوشته شده توسط مدیریت سایت در تاریخ دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه خود را بنویسید :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
دیدگاه شما :