موسسه پلکان | کلینیک تخصصی مالکیت فکری(ثبت اختراع وبرند)

بخش اول: ثبت اختراع و غیر بدیهی بودن | موسسه پلکان

ثبت اختراع

ادارات اختراع

اختراع
اختراعات
بخش اول: ثبت اختراع و غیر بدیهی بودن

 

بخش اول: ثبت اختراع و غیر بدیهی بودن 


دو معیار مهم برای قابلیت ثبت اختراع، جدید بودن و بدیهی نبودن است جدید بودن در بررسی این مساله مشخص می شود: آیا ابداع در همه عناصرش قبلا پیش بنی شده است یا خیر. 
علاوه بر این باید شرایط بدیهی نبودن نیز احراز شود این شرط یعنی آیا تلاش های هوشمندانه ای برای خلق اختراع از دانش های مقدم و پیشرفت ابداع صورت گرفته است؟ چه اندازه، ابداع ادعایی با ابداعات منتشر شده ی قبلی، متفاوت است؟
اما، اغلب پیشرفت های دانش مقدمتوسعه ای و رو به جلو هستند و بررسی شرط بدیهی نبودن نسبی و وابسته به دیدگاه ها است. یعنی ممکن است توسعه در فنون شناخته شده ی قبلی، شعله ای از نبوغ مبدع و کارفرمایش به حساب آید و یا امری بدیهی و توسعه ای کوچک در چشم رقبا شمرده شود.
تصمیم درباره تعارضات مذکور- جدید بودن یا نبودن-، به موضوع بستگی دارد و نهایتا
ادارات اختراع و دادگاه های عالی در این زمینه نظر می دهند. با این حال، روش های خوبی وجود دارد که پیش بینی مسائل غیر بدیهی را از قبل امکان پذیر می سازد. روشی که در اروپا دارای اهمیت است، روش «حل مسئله» است ه در قانون، به عنوان بخشی از دستورالعمل مرحله ی بررسی، در اداره ی ثبت اروپایی مقرر شده است. این روش کاربردی فراتر از روش اداره ثبت اروپا دارد و به متقاضیان در بررسی این که آیا ابداع آنها دارای مرحله ی غیر بدیهی و ابداعی است، یاری می کند. 
الف- روش حل مسئله 
اغلب، زمانی بحث غیر بدیهی بودن مطرح می شود که همه ی عناصر ابداع از طریق تقاضانمه های پیشین مطرح شده، ولی باهم در یک موضوع مشترک، جمع نشده باشند بیش تر اوقات، عناصری از ابداع ادعایی در یک دانش مقدم و عناصر دیگر در دانش مقدم دیگری یافت می شوند. 
در این زمینه، مثال ابداع موشی ژنتیکی به طول 75 سانت و دمی سبز، بعد از انتشار مقاله ای علمی درباره موشی قهوه ای به طول 75 سانت، و دانش مقدم دیگری با داشتن موشی با دمی سبز و طولی معمولی مثال خوبی به شمار می رود. 
عناصر مورد بحث دم سبز و طول 75 سانت است. بحث بر سر این مسئله است که آیا ترکیب دو عنصر از قبل شناخته شده ی ابداعی، می تواند شرط بدیهی بودن را ایجاد کند؟
بررسی کننده ی
اختراع یا قاضی، برای تصمیم گیری، مسائل زیر را در سه مرحله در نظر میگیرد:
1-    مشخص و پیدا کردن تقاضانامه های متشکل از نزدیک ترین دانش های مقدم؛
2-    شناسایی موضوعی مسئله ی فنی از راه تطبیق ابداع مورد بحث با دانش های مقدم؛
3-    بررسی این موضوع که آیا راه حل ارائه شده برای این مسئله ی فنی، به وضوح توسط دانش های مقدم دیگر معرفی شده بود یا خیر؟
در مثال فوق، دو تحلیل جداگانه می تواند مطرح شود؛ نخست اینکه نزدیک ترین دانش مقدم، می تواند مقاله ای درباره دم طویل باشد؛ حال عنصری که در این ابداع باقی مانده، تولید موشی با دم سبز است که این دانش نیز قبلا در مقاله ای جداگانه شرح داده شده بود. با چنین توصیفاتی، به نظر می رسد این استدلال که راه حل مسئله، از قبل، شناخته شده است مورد تایید قرار گیرد. استدلال دفاع یا رد یک ابداع به دلیل غیر بدیهی بودن، بر این نکته متمرکز است که آیا این مقالات می توانند در اصول با این مسئله ی خاص مطابقت داشته باشند برای مثال، ممکن است دلایلی وجود داشته باشد که نشان دهد تولید یک موش با دمی سبز و طویل، کار بسیار دشواری است و بتوان آن را امری غیر بدیهی تلقی نمود. مثلا ممکن است تغییر رنگ در دم طویل، کار بسیار مشکلی باشد؛ و این فرآیند ابداعی با دانش های مقدم خود تفاوت های مهمی در جزئیات داشته باشد. 
در تحلیل دیگر، نزدیک ترین دانش مقدم می تواند موشی با دم سبز باشد و موضوع ابداع می تواند موشی با دمی طویل باشد. اینجا راه حل با همان استدلالات فوق جواب داده می شود و همان آزمایش بدیهی بودن قابل اجرا است. 
دو مشاهده کلیدی در روش حل مسئله وجود دارد : 
1-    ادارات اختراع ممکن است مسئله ی عینی ای که باید توسط ابداع حل شود را از طریق تقابل دانش مقدم با اثرات فنی ابداع تعیین کنند. مساله ی مذکور ممکن است متفاوت با آن چیزی باشد که در تقاضانمه ی اصلی به عنوان مساله معرفی شده است. 
2-    شناسایی نزدیک ترین دانش مقدم راهنمای مفیدی برای تعیین این نکته می باشدکه آیا راه حل ارائه شده به وسیله ی ابداع بدیهی می باشد یا خیر. 
3-    خلاصه اینکه در وضعیتی که در ابداعی بودن موضوعی، تردید وجود دارد، انتخاب درست نزدیک ترین دانش مقدم و بیان مسئله ای که با ابداع حل شود، بهترین راه برای پیشگیری از دلایل و ایرادهای بازرسان است. 


ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط مدیریت سایت در تاریخ يکشنبه ۷ تير ۱۳۹۴